تبليغاتX


عهد آسمونی

عهد آسمونی

براش بنويس ..... دوستت دارم ..... آخه یه نوشته به این سادگیها پاک نمیشه

 
 
عهد آسموني

Well Come
آرشيو مطالب
موضوع وبلاگ : حرف دل

لينك هاي روزانه
دوستان هميشه همراه
مدير وبلاگ :


Alireza & Elena
 
 
یکشنبه سوم خرداد 1388
عشق من عاشقتم

 

میخواهم بنویسم ..... از نگاه همیشه منتظرم از چشمان بارانیم

ازبوسه های نشکفته ام بنو یسم

برایت از ترسم ..... ترس از بی تو ماندن و بی تو رفتن

بی تو گفتن و بی تو خواندن بنویسم

برایت از نغمه های شبانه غم در گنج عزلت تنهایی ام بنویسم

برایت از معنای زندگی .....  از اینکه من زندگی را در کنار تو بودن معنا می کنم

زندگی را برای تو سرودن معنا می کنم

من زندگی را در خروش چشمان نیلگونت معنا می کنم

من زندگی را در آغوش تو بودن معنا می کنم

معنای زندگی معنای بوسه های آتشین عشق است

زندگی یعنی عشق

عشق من عاشقترین ، عاشق دنیا

روزای عاشقی چه روزای قشنگیه .

خیلی خوشحالم که عاشقت شدم و هستم و همیشه می مونم .


یه روز از روزای با تو بودن نشد که عشقم بهت بیشتر نشه ....


می خوام داد بزنم زیباترینم .... فرشته ای که زندگیمو قشنگ کردی ... وجودی که تک تکه ....

بهترینم .........

همیشه برات می مونم .....

اینو ایمان دارم و عشق یعنی چشم رو بستن و اعتماد کردن مثل من که فقط تو رو می بینم .....

نازنینم نه می تونم  چیز دیگه ای رو ببينم .. و نه می خوام که ببینم .

برام زندگی باش ...... کاری کن که هر لحظه از عشقت گریه کنم ......

کاری کن بیشتر دیوونت بشم



خوشبخترینم چون :

تو رو دارم که هیچکی نداره * * *  تو رو دارم که مال منی

تو رو دارم که عاشقتم * * *  تو رو دارم که عاشقمی

تو رو دارم که کاملترینی * * *  تو رو دارم که بهترینی

تو رو دارم که به یادتم * * * تو رو دارم که همیشه با همیم

تو رو دارم که زیباترینی * * * تو رو دارم كه بي نظيري


 

عشق من ............. دوست دارم

+ نوشته شده در  ساعت 21:40  توسط عليرضا ، النا  |   
 
سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388

اینبار کوچه باغ ذهنم به بن بست چشمان تو رسیده

 

چشمانی که اگر از زمین میگریخت وجودم را یکباره آتش میگرفت

 

چشمانی که

 

اگر می شد در دست گرفت و لمسش کرد و تمام دنیا را به پایش ریخت

 

بگذار تا در حریم نگاهت پا نهم

بگذار تا سایبان چشمان خسته ات شوم

و در کوچه ی نگاهت نسترن ها را به زانو درآورم

و نیلوفران را به رقص وادارم

 

بگذار تا در کوچه ی ذهنت راه یابم

وصفحات سیاه گذشته را پاک کنم

 

وتو را با یک دنیا اخلاص و عشق باور کنم

 

بگذار تا با تو بمانم

 

و بگذار نقطه ی پایان خط من نقطه ی سیاه چشم تو باشد

+ نوشته شده در  ساعت 15:21  توسط عليرضا ، النا  |